تبليغاتX
هامش - در هامش منتقد شدن

راههای منتقد شدن .

 

(البته من به بهانه این عنوان می خوام درباره یه تیپ شخصیتی بگم که توی جامعمون کم نداریم. تیپی که به شدت دنبال ثابت کردن افراطی خود و کسب قدرته چون خودش رو به دلایل شخصی خودش از دیگران بهتر می دونه).

 

بعضی از دوستان هستن که دوست دارن منتقد بشن.  

راه اول و آخر:

همیشه برعکس بقیه باش .

 اگه خدای نکرده از تلویزیون سریال یا برنامه ای پخش بشه که مورد توجه مخاطبان عزیز قرار بگیره و دور از جون شما احیانا نکات مثبتی هم داشته باشه و مایه های خلاقیت هم یه جاهایی در اون دیده  بشه ، این عزیزان که می خوان منتقد باشن یک ضعف برنامه رو می گیرن و با فحش و ناسزا تقدیم مردم ساده دل ما می کنن و نکات مثبتی هم در کار نیست. چون این منتقد نماهای عزیز می خوان بگن چیزی ما رو راضی نمی کنه مگه دستپخت خودمون. چون اونا با همه ما متفاوتن و همین نگاه افراطی بهشون شخصیت می ده. این عزیزان هرگز نمی تونن موفقیت کسی رو تحسین کنن چرا که اصلا موفقیتی وجود نداره چون همه آثار دنیا عیب و ایراد داره. پس یا چشم برمحاسن کار دیگران می بندن یا دقیقا آثار موفق رو با یافتن نقطه ضعفی که بی شک از هیچ اثر دست انسان مبرا نیست به لجن می کشن تا خودی نشون بدن . وقتی شما به هر دلیلی خلاف بقیه حرف بزنی حتی اگه حرفت مزخرف باشه حداقل شنیده می شی. اینا اگه در وسط بازی شطرنج 65% احتمال شکست بدن همون موقع مهره ها رو به هم می ریزن و در صورت احساس ضعف در مقابل حریف او رو از راههای انحرافی حذف می کنن چون حتی طاقت پذیرش شکست رو هم ندارن و این نقطه ضعفیه که در نهایت به خودشون ضربه می زنه ، چون انسان باید جا برای همه چیز بذاره و قدرت پذیرش همه چیز رو داشته باشه. حساسیت افراطی ما روی هر مسئله ای از جمله کوچکترین شکست می تونه ما رو از پا دربیاره و سلامت روانی ما رو به خطر بندازه.  بعضی از این منتقدان سخت کوش در هفته چند کتاب می خرن و چند کتاب هم می خونن ، لذا مجوز اظهار فضل صادر گردیده ، کسانی که رقمی بالغ بر 30 هزار تومان در ماه کالای فرهنگی مثل روزنامه و مجله می خرن صد در صد مطلعند که پست مدرن ازچی درست شده و هوگو چاوز چه ربطی به قیمت نفت داره ، طبیعیه کسی که اینهمه در ماه خرج مخش کنه می تونه درباره ارتباط کافکا و نظریه تناسخ هم نظر کارشناسی بده . خدای نکرده قصد زیر سوال بردن ذات مطالعه و کسب علم رو ندارم که همواره نیاز بشر و راه رهایی او از جهالت بوده ، اما نماز شب خواندن هم بعضی ها رو آنچنان مغرور می کنه که کم کم  روبروی  خود خدا می ایستن. خدا نکنه کسی قصد کنه این تیپ شخصیت ها رو نقد کنه. مخصوصا کسانی که قبلا در بوته نقد همینا قرار کرفتن ، ذره ای طاقت شنیدن عیب کارشون رو ندارن چون ایراد داشتن می تونه در نهایت به شکست منجر بشه و شکست هم پدیده ایه که این تیپ شخصیتها به شدت نسبت بهش آسیب پذیرن. همین ذهنیت افراطی و عطش برای فاصله گرفتن و بهتر بودن به هرقیمتی ، کم کم در پاسخ به رفتارهای افراطی ، محیط اطراف رو به واکنشها و بازخوردهای افراطی مجبور می کنه و در نهایت چون این محرک و پاسخ افراطی نمی تونه بر هم زننده  تعادل حاکم بر جهان اطراف باشه مغلوب می شه و شکست می خوره. یعنی دقیقا همون اتفاقی که این تیپ شخصیتی بهش حساسیت ویژه داره. طبیعت بهترین معلم انسانه.

 

 

 

>