(روزاي تازه)
روزاي تازه كجان روزا مثل هم شدن
فرقي با هم ندارن همه رنگ غم شدن
داره بوي كهنگي همه جا رو مي گيره
مگه مي شه كاري كرد نه ديگه خيلي ديره
وقتي رفتي از پيشم بد جوري دلم گرفت
سرم انگار خورد به سنگ به يه سنگ سفت سفت
وقتي رفتي ترسيدم خنده ابرا پريد
رگ خورشيد و زدن ابراي نديد بديد
روزاي تازه كجان روزا مثل هم شدن
زندگي پانمي ده پاهامون قلم شدن
بغض من كه ميشكنه يهو بارون مي باره
دل ابرا خاليه آسمون كم مياره
بغض ابرا كم مي شه اون روز تازه مياد
اين ترانه خون تورو از ته دلش مي خواد
روزاي تازه كجان روزا مثل هم شدن
تو كه رفتي يه دفه همه نورا كم شدن
روزاي تازه مي رن اما باز با تو ميان
حتي اين روزاي بد همشون تو رو مي خوان

