
مغز موجودات احمق خوشمزه تر است
دیروز داشتم یک مطلب درباره ماهیها می خواندم/ جالب است بدانید که ماهیها یک سرگروه انتخاب می کنند/ آن ماهی که از بقیه بزرگتر و مسن تر است به عنوان رئیس گروه توسط بعضی از ماهیها انتخاب می شود/ ماهیهایی که اعتماد به نفس کمتری دارند به ماهیهای دیگر اعتماد می کنند و آن سر گروه را بدون فکر می پذیرند و رای اکثریت را قبول می کنند/ و تعداد قلیلی از ماهیها که صلاحیت سرگروه را تائید نکرده و از اکثریت هم پیروی نمی کنند به صورت سرگردان مستقل عمل می کنند/ بعد آن ماهی سرگروه به هرکجا که برود بقیه گروه هم دنبالش می روند/ این نشان می دهد که ماهیها خیلی حیوانات باهوشی هستند/ اما اگر آن سرگروه احمق به سمت تور ماهیگیری نرود و آن ماهیهای باهوش از او تبعیت نکنند نصف مردم جهان گرسنه می مانند / واقعا چقدر زندگی ماهیها شبیه به زندگی انسانهاست/ البته آن چند ماهی مستقل که مخالف سرگروهند معمولا جان سالم به در می برند/ بعد به این فکر کردم که چرا کسی مغز ماهی را که اینقدر ملت باهوش (و البته سرگروه احمق) دارد را نمی خورد و دور می ریزد در صورتی که مغز حیوانات احمقی مثل گوسفند و بره و یز که اندازه گاو هم نمی فهمند اینقدر طرفدار دارد/ به ابن تنیجه رسیدم که حیوانات باهوش همه سلولهای خاکستری خوشمزه مغزشان را می سوزانند و چیزی برای من و شما باقی نمی گذارند/ اما اگر بشود مغز سرگروهشان را گیر آورد 100% خیلی لذیذ است.

