تبليغاتX
هامش
 

 

 

با آلت قمار بازی کرد،از تیم ملی فوتبال  اخراجش کردم

  داشتم به این فکر می کردم که باید به سرپا نشستن عطاران در مستراح آنهم از زاویه روبرو بخندیم یا نخندیم و اینکه دیدن این صحنه  بالواقع باید چه احساسی در ما بینگیزد.. بعد یکهو مطلب دعوای مایلی کهن و دایی را دیدم و  صحبتهای  مایلی کهن را خواندم و یاد گذشته افتادم.

در چند دوره پیش ، در بازیهای جام جهانی که مایلی کهن سرمربی  تیم ملی فوتبال بود وناگهان با اخراج 2 بازیکن کلیدی یک بازی حساس را به حریف واگذار کرد، در پاسخ به سوال فردوسی پور گفت:

بگذارید واقعیات را از همین آنتن بگویم. رفتم به اطاق استراحت بچه ها. دیدم دارند با آلت قمار بازی می کنن. می گویم...من نسبت به این آب و خاک مسئولم..... از خدا بیخبرها داشتند تخته نرد بازی می کردند...... گفتم دیگر هرگز دست به این چیزها نزنید...... می روم و وقتی برگشتم از این چیزها نبینم..... چند قدم که رفتم .... برگشتم و دیدم هنوز دارند بازی می کنند و اتفاقا .... شیش و بش .... هم آمده بود.... گفتم شما که هنوز دارید بازی می کنید.... بعد هردو را اخراج کردم..... یکی از آنها خیلی به من التماس کرد.... آخر شب قبل از خواب برایش استغفار کردم و بخشیدمش.... فردا دیدم باز دارد با آلت قمار فال ورق می گیرد..... بهش گفتم التماس نکن.... اخراجی.... شما ببین در ورزش ما چه می گذرد.... در فوتبال ما چه خبر است ... من یکبار هم ندیدم آقای .... نماز بخواند.... بازیش ندادم  ..... پس عادل جان ببین ما بیخود از رفتن به جام جهانی محروم نشدیم.... دلیل شرعی داشته.....ما هزینه پرداختیم.....

(و صحبتهای اخیر او در دادگاه) :

همین اقای دایی فرم گرین کارت پر کرده،  داره  می ره آمریکا زندگی کنه...... آقای قطبی زن و دو دخترش رو (که خوشگل هم هستند) اونجا... وسط لس آنجلس که مرکز فساد دنیاس رها کرده...  به جان عادل همین هفته کنسرت اندی معدوم بود...همون که درباره آمنه و جام شراب می گه... مرتیکه تپل فاسد..... عرض می کردم... خانواده رو وسط منجلاب ول کرده با یک خانم معلوم الحالی که دوستش است آمده یک میلیون دلار هم گرفته ... بعد این خانم را با پانصد هزار تومان صیغه کرده.... همین ها از لایحه حمایت از خانواده سوء استفاده می کنند جناب قاضی.... وگرنه ما یک عمر در شمال در کنار دریا به خوبی و خوشی و سلامت زندگی کردیم .... همین الان یکی از مسئولان کشتی کشور 3 سال آزگار در کانادا زندگی کرده... همون کشوری که به خاطر زهرا کاظمی داشت ایران رو به صلابه می کشید..... چرا دیپلماسی ورزش تغییر کرده... آخه چرا .... اون زمانی که من سر مربی تیم ملی بودم..... بچه ها توی اردو حتی جرات نداشتن به دوست دخترشون sms   بزنن چه برسه به اینکه شب خوابش رو ببینن ..... من تنها سر مربیی بودم که حتی وسط روز، نماز شب می خوندم.... کدوم سرمربی توی دنیا بازیکنش رو به زور می بره آرایشگاه خودش  تا موهای بلندش رو کوتاه کنه...... همه فقط بلدن برن تیمشون رو قهرمان کنن...... آقای قاضی من به شکستهای المپیک امسال می بالم چون مرد بزرگی مثل مهندس علی آبادی که به جای رفتن سراغ ساخت و ساز و فامیل بازی داره واسه ورزش مملکت کار می کنه....  من دست شما رو می بوسم..... تو رو خدا بذارین ببوسم.....  همین آقای خسرو شکیبایی قبل از مرگش من رو کشید کنار گفت: محمد..... بعدها تو باید به جای من بازی کنی..... گفتم آقا بذارین دستتون رو ببوسم .... اول نذاشت.... بعد گفت: محمد تو به جای من بازی کن... چون تو بازیکن مهمی هستی .... تو باید به جای علی دایی توی خط حمله سایپا بازی می کردی .... گفتم آقا بذارین دستتون رو ببوسم..... گفت من رفتنیم..... تیم ملی رو به تو می سپارم...... جناب قاضی.... من کسی هستم که تاحالا حتی یکبار صدای یک زن رو نشنیدم..... یکبار یه راننده تاکسی نوار حمیرا گذاشته بود که می گفت..... جاده های شمال محاله یادم بره...... فکر کرد چون من شمالیم خوشم میاد ..... دادمش دست پلیس هنوزم توی زندانه........  من تا الان صدای مادر زنم رو نشنیدم ، چون صداش عین مهستیه.....  یادمه نزدیک انتخابات یه آدمی که یه ذره شعور سیاسی نداشت  به تمسخر شعار  میداد:

ما همه حزب بادیم......... با احمدی نژادیم..........    

در صورتی که من یه ذره اهل حزب بازی نیستم مگر اینکه احساس تکلیف کنم..... درست مثل چند سال پیش که احساس تکلیف کردم رئیس جمهور یا نماینده مجلس بشم ..... ولی بعد خودم از عزیزان خواستم رد صلاحتیم کنن. .... اجازه بدید مسائل گفته بشه..... چرا اجازه می دید به مسئولین اهانت بشه.... حالا یه مسئول اومده با دیپلم وزیر کشور شده..... مگه اونایی که دکتر شدن چیکار کردن..... یه وقت فکر نکنین منظورم به رئیس جمهور عزیزمونه ها... نه.... آخه ما به تزریقاتی محلمون می گیم دکتر..... بعض شما نباشه خیلی مرد خوبیه...... با اینکه روزه نمی گیره همیشه واسه ما پرتقال مجانی میاره...... دستش خوبه..... به هرکی آمپول بزنه شفا می گیره...... البته اخیرا عمرش رو داده به شما.... همین اواخر قبل از مرگش من رو کشید کنار گفت : محمد..... گفتم بذارین دستتون رو ببوسم آقا.... گفت نمی شه..... گلاب به روتون .... گفت تو معتمد محلی.... بعد از من اگه کسی رودل کرد ...... اصلا ولش کن آقای قاضی من از علی دایی شکایت دارم..... چون بدون مجوز توی مالزی کراوات زد..... آخه این آدم به درد تیم ملی می خوره....شما فیلم عروسی همین دایی رو دیدن.... آقا عجب بزن وبکوبی بود.... جاتون خالی..... 

 

 

         

 

هفت دلیل برای ممنوعیت رنگهای  زننده در کرمان

 

یک نفر از برادران در اداره کل فرهنگ ارشاد اسلامی کرمان درباره خواهران ، رنگهای سفید ، زرد و قرمز را تند، زننده و غیر قابل تحمل اعلام کرده و به سازمانها و ارگانهای کرمان ابلاغ کرده که با مراجعین محترمه و خانمهای عزیزی که زرد یا سفید (رنگهای زننده) پوشیده اند در جهت طرح تکریم ارباب رجوع به شدت برخورد کرده و از ورود بانوان مذکور  جلوگیری شود. اما به نظر شما چرا یک برادر به نظرش می رسد که سفید ، زرد یا قرمز  رنگ زننده ای ست :

1- (سمبل فساده) رنگ سفید چون رنگ (صلح) است نشاندهنده تسلیم زن در برابر خواسته های مرد هوسباز است.

2-(عوارض بعدی داره) شاید این عزیز بعد از خوردن تخم مرغ (که زرد و سفید ست) دچار سوء هاضمه و چیزهای دیگرمیشود.

3- (منحرف می کنه)برادر مذکور دیشب از خانمی سفید پوش خوشش آمده که از غذا (یادم نبود مارمضونه) از قضا  خوشگل هم بوده.

4-(بی غیرتیه ) احتمالا مسئول محترم استقلالی بوده و کلا با پرسپولیس و سپاهان مشکل دارد.(فقط مس کرمان)

5- (علت طلاق) به زنش گفته مانتو زرد نپوش / زنش گفته برو ببین مردم چه رنگایی می پوشن. (البته منظور برادر این بوده که اصلا توی خونه مانتو نپوش)

6-(آسیب سازه) لباس سفید چون زود کثیف می شود و روی اعصاب آدم است زننده ست .

7-(هزینه سازه) یکی می گفت یه بار یه خانوم با مانتوی زرد و قرمز دیدیم هر چی کشیده بودیم پرید...  

 

 

 

 

              

 

این لحن صریح و بی پرده سیاسی ، نتیجه رفتارهای افراطی تبلیغ شده از تریبون های رسمی نظام 

بحث محرک و پاسخ در روانشناسی بسیار ساده و قابل فهم است. قضیه اینجاست که هر محرکی پاسخی دارد. مثلا اگر شما سر همسرتان داد بزنید این رفتار به عنوان یک محرک ، پاسخی به دنبال خواهد داشت. این پاسخ می تواند فریاد متقابل همسرتان بر سر شما باشد.اشک بریزد یا سکوت کند. وقتی بحث محرک و پاسخ در رفتارهای سیاسی کلان کشور مطرح می شود محرکها و پاسخها شکل دیگری پیدا می کند و فقط در محدوده 2 نفر نیست. حالا شما فرض کنید سر همسرتان فریاد می کشید و در همین حالت همسایه ها و خانواده همسرتان هم در آنجا حضور دارند. این محرک (فریاد) ناخواسته به خانواده و همسایه ها نیز وارد می شود و پاسخی در پی دارد که در همسایه ها شاید در حد یک اظهار نظر ، اما در خانواده همسر به شکل برخورد فیزیکی بروز کند. حالا فرض کنید رئیس جمهور بگوید : یک خانواده ای هست که انحصار طلب است و ثروت انبوهی دارد. من دست آنها را از همه بازارهای ایران کوتاه می کنم و نمی گذارم این خانواده هر جا که خواست نفوذ کند و هر چه خواست انجام دهد.این محرک می تواند با پاسخهای متعددی روبرو شود. یکی اینکه آن فرد مورد نظر که یکی از رقبای ایشان در انتخاب هم بوده به خود اجازه دهد به همین وضوح از رئیس جمهور انتقاد کند. پاسخ دیگر این می تواند باشد که دیگر مسئولین هم این فضا را باز ببینند که از خط قرمزها گذر کنند و با صراحتی که کمتر در گفتمان سیاسی بوده لب به سخن بگشایند. شکستن حریمها و سنتها وقتی از طرف کسی که مصونیت  داشته و در مقام الگوی رفتار سیاسی قرار می گیرد سر بزند می تواند کم کم این ادبیات رک ، پوست کنده و صریح را در همان رده ویژه و به تدریج در جامعه فراگیر کند. بعد این می شود که برخی معاونین یا از این ور بوم می افتند یا از اون ور بوم. آنوقت اظهار نظرهای جریان ساز که با رد کردن خط قرمزها در جامعه  به عنوان یک محرک ، از برخی منابع پاسخ مثبت دریافت می کند افزایش یافته، کار به جایی می رسد که درنهایت به آسودگی در رسانه ها با لحن صریح از مراجع عظام انتقاد می کنند، برای دولت تکلیف معلوم می کنند، ترور شخصیت صورت می گیرد ، قضیه پالیزدار رخ می دهد ، هر کس برای خودش از حرفهای رهبر تعبیر کرده و چاپ می کند و در نهایت همه به جان هم می افتند و تنش سیاسی بالا می گیرد . همینطورست که به تدریج بعضی از مسئولین کم اعتبار می شوند و پته هم را روی آب می ریزند. به همین جهت ست که شخصا با هرگونه حرکت انقلابی مسئولین در انجام کارها مخالفم و به یک عملکرد کارشناسی شده ،مصلحت گرا با آزمایش و خطا و لاک پشتی معتقدم. وقتی پاسخهای منفی در جامعه موج می زند یعنی باید محرکها را کاهش داد. محرک اصلی هم همین حرف زدن است. وقتی برای یک مسئول روزی 6 فقره سخنرانی 2 ساعته می گذارند ، این یعنی محرک. یعنی حرفهایی که به سرعت تحت پوشش خبری قرار می گیرد و پاسخ سازی می کند و مثل بومرنگ بر می گردد. 

 

 

                         

 

 گلشیفته خودمون؟؟؟؟ شوخی می کنی!!!

 

همونطور که می دونید یا نمی دونید گلشیفته فراهانی درکنار لئوناردو دیکاپریو و راسل کرو در فیلم (مجموعه دروغها ) ساخت  (ریدلی اسکات)  کارگردان صاحب نام انگلیسی به عنوان نقش اول زن بازی کرده. البته این مربوط می شه به پارسال . اما با اکران این فیلم در جهان ( مهر ماه ۸۷) و پخش تیزر فیلم که در اون گلشیفته و لئوناردو در کنار هم معرفی می شن حاشیه هایی برای این هنرپیشه سینمای کشورمون رقم خورده.

با اینکه این فیلم در مهر ماه به نمایش در میاد  استدیوها و شرکت های هالیوودی از بازی گلشیفته خوششون اومده و چندین پیشنهاد بهش دادن . گلشیفته هم طبیعتا بین پیشنهادهای مثلا : فورد کاپولا ، لوک بسون  ، جیمز کامرون و جمال شورجه معلومه که چه انتخابی می کنه ....... به همین خاطر برای بستن قرارداد کارای ویزاش رو درست می کنه اما تقریبا یک متری هواپیما متوجه می شه که ممنوع الخروج شده .چون برای بازی توی یه فیلم آمریکایی باید از مسئولین ارشاد اجازه می گرفته که ...... آیا من می تونم یه سر برم پیش لئوناردو باهاش قهوه بخورم  بعدشم با راسل برم کنسرت کریس دبرگ ........

اما اینجا چند سوال پیش میاد:

1-     اگه گلشیفته فراهانی  بره هالیوود واسه سینمای ما خوبه یا بده ؟

2-     فردا نمی گن این خانم چرا توی فیلمای ایرانی حجاب داره ولی توی هالییوود نداره؟

3-     آیا غیرت شوهر گلشیفته  به اندازه غیرت  براد پیت برای آنجلیناست ؟ (بهزاد فراهانی)

4-     آیا ممنوع الکار شدن گلزار چه ربطی به گلشیفته داره؟

5-      نکنه فردا هالیوودیها به (هدیه) و (نیکی)  هم  پیشنهاد سنگین بدن ؟

6-     ما بدون گلشیفته توی سینمای ایران چیکار کنیم؟

7-     هالیوود بدون گلشیفته چیکار کنه؟

8-     آیا زشت نیست شریفی نیا در یک فیلم هی گلشیفته را کتک بزند؟

9-     آیا بهتر نیست به جای گلشیفته فراهانی ، از حمیده خیرآبادی استفاده کنند؟

10-  خدا رحمت کنه (خسرو شکیبایی) رو... رفت و این روز رو ندید؟

   

 

>