عاشق؛..... نقش خودش بود.....
دریک مصاحبه از خسرو خواندم که می گفت: فکر می کنم اگر تاجر می شدم امروز هم حال و روز بهتری داشتم وهم ثروتمند بودم چون ویژه گیهای بارز یک بیزینسمن را دارم. اما خسرو شکیبایی بازیگر شد و اکثرا در نقش یک عاشق بازی می کرد. چه منفی مثل عاشقانه و روانی ، و چه مثبت مثل هامون و کیمیا . مردی که یک عاشق فوق العاده بود. من عاشق بازی شکیبایی در حکم، چه کسی امیر راکشت؟ ، هامون و پری هستم. می گویند در خانه سبز هم رسما از (مهرانه مهین ترابی) که در آن سریال جذاب تر از همیشه به نظر می رسید چندباره خواستگاری کرده و جواب رد شنیده. خسرو در چند سریال تلویزیونی از جمله ( کاکتوس یک) طنز هم بازی کرده. متاسفانه در بازیکران جوان کسی را نمی بینم که 20 سال دیگه خسرو شکیبایی بشه. یکبار شنیدم که استاد عزت الله انتظامی را الگو قرار داده بود اما بیشتر از استاد نقشهای ماندگار از خود به جا گذاشت و تنها کسی ست که در کمیت نقشهای ماندگار سینمای ایران همتراز پرویز پرستویی ست. او رفت هنوز باور کردنش سخته. حالا امروز کمبود فیلنامه خوب و کارگردان توانا نداریم اما بدون خسرو شکیبایی ، پرویز پرستویی ، رضا کیانیان و عزت الله انتظامی کمتر فیلم خوب می بینیم . امشب برای نود و هفتمین بار فیلم (حکم ) مسعود کیمیایی رو که به عقیده من بهترین اثر او بعد از قیصر است را به یاد و خاطره خسرو شکیبایی می بینم.
چند دیالوگ که از خسرو شکیبایی در فیلمهای مختلف به یاد دارم .
مزاحم (تو اصلا عشق می دونی یعنی چی. تا حالا چیزی از خاصیتش شنیدی.)
هامون( این زن سهم منه، حق منه ، طلاقش نمی دم.... نمی دم..)
حکم( شنیدم کم می خندی،... آرزوی امپراطوری داری؟... آرزوی کدخدایی داری...)
کاغذ بی خط (همه کپی ها رو سوزوندم ... من اصلش و می خوام.. کپی به دردم نمی خوره..)

