تبليغاتX
هامش
 

                

                                        (   ولنتاین رو ولش کن ... از خودت بگو  )

 

دیروز ناخواسته در سایتهای خبری واژه ( ولنتاین) را search   کردم و با اخبار جالبی از سراسر دنیا روبرو شدم . در فرانسه مردم به شدت روز ولنتناین را جشن گرفتند و درعربستان برعکس ، فروش گل رزسرخ ممنوع شد و عربها برای خریدن این گل مجبور شدند در بازار سیاه مبالغ هنگفتی بپردازند. در اندونزی هم  ولنتاین به شدت محکوم شد و همچنین در بسیاری از کشورهای آسیایی با جوانان برخورد جدی و فیزیکی کردند . در اروپا هم مثل همیشه جشنهای با شکوهی بر پا شد . اما ولنتاین چرا مهم شد . همه می دانیم که این رسم  از رسانه های غربی مثل ماهواره ها به ما رسیده اما این اصلا مهم نیست. لطفا از خودتون سوال کنید چرا ؟ ... می شود از مردم به خاطر چکمه زمستانی و جوراب تابستانی تعهد گرفت اما معلوم نیست جه کسی به خاطر ولنتاین ازخانه خارج شده و برای کی گل رز و شکلات گرفته . وقتی شکلی از شادمانی منحصرا از نوع دوست داشتن و عشق ورزیدن نباشد تنها بهانه ای کافیست تا این نیاز مقدس بشری را فریاد کنیم.

 

واقعیت اینست که برای مردم ما و بقیه آسیا مهم نیست روز عشق ورزیدن 14 فوریه باشد یا 12 آوریل ... اسمش ولنتاین باشد یا خاقان چین ... در اواسط زمستان باشد یا اواخر تابستان ... اصلا مهم  نیست هدیه روز مورد نظر شکلات مارکدار یا  گل سرخ یا عروسک خال خالی یا سگ دست ناصرالدین شاه  یا اختف کینکنگ.... چمی دونم .... مردم اصلا نمی دونن ولنتاین کدوم خریه یا چرا افتاده 24-25 بهمن .... این جوونا فقط می دونن که یه روزی هست که می تونن بگن که قراره همدیگه رو بیشتر دوست داشته باشن همین ....  این ربطی به غرب پرستی و صهیونیسم جهانی یا رواج سکس  و ویروس HIV  نداره ، ... اصلا همینکه خیلیها برای مادر و پدرشون هدیه خریدن و همسر و فرزندشون رو اکرام کردن یعنی گور پدر ولنتاین و غرب و جنیفر لوپز و برنج تایلندی  ....  یعنی ما همه چیز رو شکل خرده فرهنگهای خودمون می کنیم . اتفاقا همین مبارزه فیزیکی در بعضی از کشورهای آسیایی  ، روز ولنتاین رو پایدار و محبوب می کنه.

بگذریم ......  

 

 

 

 

 

 

                                               برنامه ای خفه در مورد آزادی 

 

چند شب پیش موضوع بحث  برنامه 1404 رضا رشیدپور  آزادی بود . برنامه ای با یک طنز تلخ بی نظیر.  نکته قابل توجه اینجاست که در برنامه ای با موضوع آزادی کسی جرات نداشت در مورد واقعیات جامعه صحبت کند به جز بازیگر نجیب؟!.. سینما و تلویزیون ( بهنوش بختیاری ) که تا میومد حرف بزنه در نطفه خفه می شد.  برنامه ای در مورد آزادی  بدون آزادی.  بختیاری با همه سادگیش بعد از اینکه برای چندمین بار مورد حمله  رشیدپور قرار گرفت صحبتهاش رو با این جمله ختم کرد :  من از show  آزادی متنفرم.  و رشیدپور در آخر با ژست زیبایی که خبر از اجرای یک تاک شوی موفق! زنده  با موضوع آزادی می داد با ماله کشی پایانی به نمایش پایان داد. 

حرف بنده اینه که اگر هم می خوای درباره آزادی گفتگو کنی باید فرم و شکلی  مناسب محتوا فراهم بشه تا دچار  چنین تناقضی نشی. 

 

 

 

زنان خیابانی در سرمای  صفر درجه  

 

سرمای غیر منتظره زمستانی که بعضی استانها را غافلگیر کرده روی کار و بار خیلیها از جمله زنان خیابانی تاثیر بسزایی داشته. از آنجایی که هوای سرد ، قطعی گاز یا دیگر مسائلی که هر کس به طریقی درگیر آن شد آرامش شهروندان عزیز را بر هم زد ، نه تنها آمار جرم وجنایت را به پائینترین حد خود در چند سال گذشته رساند بلکه باعث شد بازار زنان خیابانی هم کساد شود.

چندین روز که در پیاده روهای مملو از برف و سرد ولیعصر به علت نبود تاکسی مجبور به قدم زدن شدم نگاهها و اشارات جالبی دیدم که از کنار خیابان به پیاده روها منتقل شده بود. در چند روزی که مدارس و ادارات تعطیل بودند و مراکز و ارگانها خالی بود خانه ها پر شده بودند و همه دور هم در این کانون گرم بی گاز به خوبی و خوشی زندگی می کردند. زمانی که کسی حتی برای مهمترین کارهاش از خارج کردن خودروی شخصیش امتناع می کرد چه کسی با هدف سوار کردن زنان خیابانی که این روزها به خاطر گرم کردن خودشان ، خرجشان هم بالا رفته از خانه خارج می شد. در حالی که همه پوشیده از کلاه پشمی و پالتو و شال گردن و دستکش بودند چه کسی می توانست آرایش تند زنان خیابانی را تشخیص دهد . برف سفید نه تنها چاله های خیابان را پوشاند تا قالیباف خوشحال شود، نه تنها مردم را به خانه ها برد تا چند روز متوالی کانون گرم خانواده را تجربه کنند و نه تنها مصرف بنزین و ترافیک و جرم و جنایت را به کمترین سطح خود در چند سال گذشته رساند بلکه علاوه بر همه اینها چهره شهرهای بزرگ مخصوصا تهران را از نگاه ملتمسانه غرور آمیز زنان خیابانی پاک کرد.

به قول مازلو تا زمانی که نیازهای اولیه انسان تامین نباشد جهت برآورده کردن نیازهای ثانویه و ثالثیه تحریک نمی شود.

( آدمی که سردشه ، 3 شب نخوابیده ، سرما هم خورده که سراغ عیش و نوش و زنان خیابانی نمی ره که. البته به این خاطر نمی ره که ممکنه سرماخوردگیش واگیر داشته باشه و برای خانمها خطرناک باشه.)

شاید به همین دلیل است که رفاه اجتماعی در کشورهایی مثل سوئیس ، سوئد و نروژ بی نظیرست چرا که هوا سرد است و آمار ترافیک، جرم و جنایت و فاحشه گری پائین است. البته همه ما می دانیم که ... هیچ ربطی به شقیقه ندارد .

 

مقدمه پایانی

 

 

آمارهای سازمان ملی جوانان نشون می ده به ازای هر 27 دختری که آمادگی ازدواج دارن فقط یک پسر برای ازدواج آمادگی داره و این اصلا ربطی به تعداد دخترها و پسرها نداره، پس به خانمهای محترمه دم بخت توصیه می کنم در صورتی که خواستگار مناسبی داشتند تعجیل کنند چرا که از هر 27 مردی که قرار بوده از این عزیزان خواستگاری کند ، فقط همین یک نفر آمادگی ازدواج دارد. به قولی ، این خواستگار عزیز به نمایندگی از 27  نفر دیگر علاقه مند ازدواج با شماست.  

 

 

 

>