تبليغاتX
هامش

   پيرزن هاي خوشگل روي مبل هاي استيل

 

 

هفته پيش كه اتفاقي به جهت ديدن نمايشگاه بين المللي رفتم در همان بدو ورود به غير فرهنگي بودن نمايشگاه پي بردم چرا كه 1000 تومان ورودي مي گرفتند . پس از ورود و پرسه زدن درغرفه هاي نمايشگاه بين المللي مبل به تدريج توجهم از مبل ها به فروشندگان آن تغير جهت داد . آقايان با كراوات و كت و شلوارهاي شيك در غرفه ها دختران را جلب مي كردند كه البته چشم آبي ها با پالتوهاي بلند و ادكلن هاي معروف بيشتر شبيه محمدرضا گلزارمي شدند ، و به نظر مي رسيد هزينه پالتو و چشم آبيشان را هم روي جنس كشيده بودند. آما خانمها به چشم خواهري هر كدام با صرف مقدار متنابهي لْوازم آرايش از جمله ريمل، با چشماني باز مشتريان مشتاق را برمي گزيدند. چيزي كه در آراستگي اين عزيزان بيشتر به چشم مي خورد ، آرايش خاص موهايشان بود(خدا مرا ببخشد) . مدل هايي از قبيل چتري توي صورت صاف، كج ‍‍ژل زده، كج سشوار زده روي پيشاني ، فوكول كرده جوادي كه بيشتر در غرفه هاي مبل استيل به چشم مي خورد، تن تني تافت خورده كه بيشتر در گروه سني نوجوان ديده مي شد، و بافته 3 شاخه كه اصلا ديده نمي شد ، مگر اينكه خودتان كشف مي كرديد. البته چند چشمك و اينام مشاهده شد كه به جهت تاهل اهميت نداديم .آيا اينكه رقابت در بازار مبل روي واردات لوازم آرايش در سطح كشور تاثير بگذارد خوب است؟ استفاده از نقاط تحريك پذير جنسي خريدار و غير خريدار جهت فروش بيشتر ميتواند نه تنها روي كم شدن نقدينگي در كشور بلكه روي خيلي چيزهاي ديگر آدم تاثير بگذارد. دريك غرفه كه به سبك خاصي تزئين و طراحي  شده بود مبلهاي شركت دولت تركيه عرضه ميشد. جدا از اينكه شما به هيچ وجه حق نشستن روي مبلهاي اين غرفه را نداشتيد فروشندگان زني كه آنجا به همراه مردان خود فروخته  مشغول ارائه خدمات به مشتريان خوش ذوق بودند لباسهاي يكدست آبي پوشيده و با كلاه هاي مخملي آبي ، به همراه خط چشمهاي يكجور و سايه هايي به همين رنگ تا آنجا كه از دستشان بر مي آمد به مشتريان سرويس مي دادند. درست وسط اين غرفه در يك كافي شاپ مدرن،يك مرد خوشتيپ به طور رايگان جهت ديد زدن مكفي به مشتريان نسكافه سوئيسي ،قهوه ترك،شيريني دانماركي و چيزهايي خارجي از اين قبيل تعارف مي كرد و چيزي در ازا نمي خواست . در اين غرفه40 متري20 فروشنده مشغول بودند، كه مي شود به ازاي هر كارمند 2 مترداد، كه نسبت به آمارهاي جهاني قابل تقدير است. جالب تر از همه پيرزنهايي بودند كه در غرفه هاي مبل هاي استيل كه جوانها كمتر تمايلي به آن نشان مي دادند ، با سر و وضعي 18-19 ساله با هم بر سر مبلها به گفتمان پيرزني مشغول بودند. كساني كه معلوم بود از بازنشستگان تامين اجتماعي ، با حقوق 170 هزار تومن و نگران گران شدن تخم مرغ نبودند.  اين يكي نه تنها ايرادي ندارد بلكه تمام بازنشستگان كشور بايد به همين سرزندگي باشند.

در حاشيه نمايشگاه يك مبل راحتي ايراني با پارچه ضد لك بل‍‍ژيكي 5/3 ميليون تومن قيمت داشت.

يادم مياد وقتي دبيرستان بودم (حدود 10سال پيش) با بچه ها دست جمعي ميرفتيم نمايشگاه بين‌المللي، اونجا اگر يكي از بچه ها يك دختر آرايشكرده نسبتا خوشگل توي يه غرفه مي ديد گوش به گوش مي چرخيد و بعد از نيم ساعت يه ايل نديد بديد به اون غرفه هجوم مياوردن. مي خواستم بگم خوش به حال بچه هاي حالا.

 

این شعر خیلی بلند تر از اینها بود . رضا ط ساکی در شب شعر شکرخند گفت شعرت با حذف چند بیت عالی بود . لذا داوطلبانه چند بیت را حذف کردم . البته نه به خاطر رضا ط ساکی . فقط به خاطر حرفش. (با پیروی از نظریه حذف مولف). با توجه به اینکه من خودم هم الان پیدا نیستم. فقط وبلاگم پیداست. خدا پدر  (....) را بیامرزد که بعد از به ثبت رسیدن نظریه پسرش با اینکه مولف نبود پس از ۸۶ سال زندگی با عزت  حذف شد.

 

            

                        (انسان شدن بد است)

 

 

شاه و گدا  رعيت و سلطان شدن بد است

 

با اين حساب ساده كه انسان شدن بد است

 

شيطان شبي به روي خودش خنجري كشيد

 

گفتم به تو چه شاعر شيطان شدن بد است

 

شمشير لينچان دم كشمش نمي برد

 

بي جلوه هاي وي‍ژه جكي چان شدن بد است

 

روياي ديو شاه پريان دريدن است

 

پس در نتيجه شاه پريان شدن بد است

 

ازهر بساط بي غل و غش يك هوا بگير

 

يا يك هوا خودت شو از ايشان شدن بد است

 

يو سف نباش پيرهنت پاره از جلوست

 

از پشت هم كه پاره شود آن شدن بد است

 

البته بر خواص كمي پاره گي خوشست

 

اينگونه بر عوام نمايان شدن بد است

 

ساسان به صرف دختر همسايه شان نبود

 

همسايه گفته همسر ساسان شدن بد است

 

سامان رفيق دايي ساسان رفاقتي

 

اينجا چرا نوشته كه سامان شدن بد است

 

با اين رديف بد همه انگار بد شدند

 

بند رديف شعر جوانان شدن بد است

 

پرسيده اند از سگ اصحاب كهف گفت:

 

بد خواب مي شويد نگهبان شدن بد است

 

اين كوچه هاي اول تهران خيالشان

 

پس كوچه هاي آخر تهران شدن بد است

 

اين كوچه هاي اول تهران كجائيند

 

اصلا نه اينكه كوچه در ايران شدن بد است

 

اينها قرار بوده اتوبان شوند قبل

 

ماها كه ديده ايم اتوبان شدن بد است

 

هر عابري كه با تو عريض و طويل شد

 

احساس مي كني كه خيابان شدن بد است

 

با قالي پرنده سليمان به نام شد

 

بي قالي پرنده سليمان شدن بد است

 

پس چون درخت آخر آبان برهنه است

 

حتما درخت آخر آبان شدن بد است

 

من ميشوم شدن شده فعل هميشگيم

 

با اينكه پيش عرف كماكان شدن بد است

 

هر كار مي كنيم و پشيمان نمي شويم

 

لعنت به هر كه گفته پشيمان شدن بد است

 

 

 

>